اخرین امپول دوره نوزادی گل پسری
خدایا شکرت تموم شد
بلاخره بعد از سه هفته استرس شدیدم روز 6 بهمن امپول سخت هجده ماهگیت رو زدیم و از زیر بار این غول ترسناک رها شدم!!!!!!!!!!!!!!
صبح روز دو شنبه بیدار شدی ساعت 10 صبح و بعد تعویض پوشکت ومختصر غذایی که مجبورت کردم بخوری 2سی سی بروفن بهت دادم وبا بابایی بردیمت مرکز بهداشت
بعد مراقبتی که ازت شد ماشالا قد و وزنت عالیهو امادت کردیم واسه امپول ها
الهی مامانت فدات شه یکی به بازوی راستت یکی به پای چپ ات بعد کلی گریه زود بردیمت بیرون تا شش عصر حالت خوب بود اما شش به بعد تب ات رفت بالا و داغ شدی و موقع راه رفتن لنگ میزدی و دل منم برات کباب بود تا ساعت 1 نیمه شب هم نخوابیدی و تب داشتی اما از اون به بعد تونستم تب ات رو کنترل کنم و تا 7بهمن عصر هم کمی بدنت داغ بود اما ماشالا از امروز صبح اوضاعت رو به راهه و فقط سرما خوردگی و اب دماغت اذییتمون میکنه که اونم دو سه روزه ایشالا خوب میشه
خدایا شکرت که این بهران رو هم با سلامتی و با کمترین دردسر سپری کردیم و خیال همه راحت شد

بعد امپول گفتم اخم کن و این طوری لب و لوچه ات رو اویزون کردی

همه دخترا عاشق پسر منن(یه مادر از خود و از پسرش راضی!!!!!!!!!!!!)

عکسای دست ساز مامانش!!!!!!!!!!!!!!

عاشق این عکس ات ام عزیزکم

اینم نمایی از زمستون مجازی ما!!! خ خ خ خ خ خخخخخخخخخخ
عاشقتم قند عسلمو خدارو شاکرم که نهایت ارزو های من رو در تو فرشته مهربونم نجلی داد و و من خوشبخت ترین مامان دنیام که جز تو دیگه نه فرزندی میخوام و نه نعمتی جز سلامتی عزیزانم و حفظ داشته هام
دوستت دارم دلبرک کوچولوی من


اخرین امپول دوره نوزادی گل پسری
